بعد از یک سخنرانیی بینظیر دربارهی پرتقالیها(درحالیکه منظورش پرولتاریاست.) به رستوران زنگ میزند و «ژیواگو با آناناس» سفارش میدهد. بعد با خودش میگوید: «ژیواگو که دکتر بود.»