وقتی یه چیزی کشف می کنه.
از اول صبح تا حدود ساعت ده توی راهروی اداره هرکس را که میبیند میگوید: « بیست و پنج نفر مصدوم شدهن. دونفر هم حملهی قلبی کردهن بردنشون بیمارستان. یه سی چل نفری هم سرپایی کارشونو راه انداختن. خود رادان و آدماش بعد از بازی قطبی رو بردن تو رختکن» و من هی این دیالوگش را از دور و نزدیکِ راهرو میشنوم.
پیوست: بلندگو به درد اینجور مواقع میخوره.
