-فرشید..پیسس...فرشید

-ها

-چهار چی می‌شه؟

-چی؟

(رضا با ته خودکار چهاربار روی میز می‌کوبد)

-بسشسش تیر هشتاهشت

-چی؟

-بیست و شیشِ تیرِ هشتاد و هشت بابا

مراقب‌شان تشر می‌زند:  سرها روی ورقه.

بالای سرِ رضا می‌آید که پای سوالی می‌نویسد «26 تیرماه هشتاد و هشت». نگاه به بارُمِ نمره می‌کند «فقط نیم نمره؟»