روزیرسون.
« فرچه رو یه بار می کرد تو واکس با همون چارتا جفت کفشو واکس میزد. هر عیدی هم که میشد میاومد تو مغازه میگفت «سلام سید. عیدت مبارک. فکر نکنی میخوام سوءاستفاده کنما. ولی اوندفعه که بهم عیدی دادی برام اومد داشت، وضعم خوب شد.» یه بار این جریانو واسه سید نجفی، عمدهفروشیه هست سرِ نبش، تعریف کردم برگشت گفت برای اونم همین برنامه رو پیاده میکرده. نگو طرف کارش این بوده. حالا خدابیامرزدش البته. ما که هردفعه اومد دست کردیم تو دخل یه چیزی بهش دادیم. صدقه برکت دخل ئه... زن و بچهم نداشت نمیدونم این پولا رو خرج چی می کرد.»
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱:۴۹ ب.ظ توسط الف.میم
|