دیگه مث تو نداره.
«عین یارو بود تو فیلم گوزنها، میگفت وقتی اومدی نفهمیدم کی اومده... اون خدابیامرزم از وقتی رفته همه کسل شدهن. هیچکس حواسش نبود چهقدر واسهمون مهم ئه که باشه. شبایی که این کشیک نداشت ترک و رشتی و تهرونیِ آسایشگاه با هم متحد میشدن. یه ساعت مونده به خاموشی همه دورهش میکردن. « بوشوِگ یه دهن واسهمون بخون.» اونم دنیا دیگه مث تو نداره میخوند. ضرب میگرفتن میگفتن بوشوِگ باید برقصه، پا میشد میرقصید. خوبم میرقصیدا. آخرشم نفهمیدیم واقعن [...]خل بود یا زده بود تو این خط که معافی بگیره. بچهی نظامآباد بود.»
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۴:۰ ب.ظ توسط الف.میم
|