«اشتباهت همین ئه دیگه. بچه‌مایه‌دار نبود. قیافه‌ای هم نداشت خدابیامرز که بگیم تیپ‌شو دوست دارن. زبون مهم ئه...زبون. یه بار خودم شاهد بودم از چهارراه تا میدون ولی‌عصر دنبال یه دختره افتاد. این‌قدر فک زد دختره شماره رو بالاخره گرفت. من هی می‌گفتم وحید بی‌خیال بابا. می‌گفت نه. صبر کن جواب می‌ده. تو ختم‌ش دروداف بیش‌تر از فامیلا اومده‌بودن. مردم کف کرده‌بودنا. انگار هرچی دختر فشن ئه ریخته امیرآباد. همه‌م آرایش سیاه. واستاده بودیم به جوانِ ناکام که تو آگهی‌ش نوشته‌بود می‌خندیدیم.»