این روزها

دانه­های درشت تسبیح مادربزرگند

افتاده برزمین از لای سجاده­ی روی تاق­چه.

که انگشت­های کوچک سه سالگیم

نمی­توانند تندتر از این ردشان کنند.

کاش زودتر بزرگ ­می­شدم.

کاش این روزها تندتر می­گذشتند.