حکمت.
« گناه مرده رو نشوریم. خدابیامرزدش. چه میدونیم خودشم مث باباش بوده یا نه. به مسعودمون گفته بودم اگه ببینم با این پسره میگردی از ارث محرومت میکنم. صنمی نداشتیم باهاشون. اما خود خدا گفته اگه نون حروم آوردی سر سفرهت بچهتو حرومخور بارآوردی یه جا از حلقومت میکشم بیرون. این همه ماشین هرروز اونجا میره و میآد. چرا ماشینِ این باید چپ کنه؟ این حرفا نیست. یه حکمتی هست. خدا میگه جولون بده. خوب که سرت گرم شد یه جا میذاره تو کاسهت. حالا همهی این مال حرومی که جمع کردی میرسه به دولت.»
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱:۴۴ ب.ظ توسط الف.میم
|