«حاج‌آقا دیشب...به همین وقت عزیز...دیشب خواب دیدم یه خانوم سبزپوشی اومده بود جلوی دفتر. بهم گفت آقا غفور فردا یکی رو میارن این جا سر تدفینش مداحی کنی. ذکر علی‌اکبر یادت نره یه‌وقت. خدا شاهد ئه امروز که گفتن یه جوون بیست ساله پرپر شده با خودم گفتم یا بی‌بی زینب. این همون ئه. قدیما می‌گفتن جوونا بی‌گناهن. ولی تو این دوره‌زمونه که جوونا جز کثافت‌کاری و الواطی کار بلد نیستن یه جوونی که اولیامقربین به‌ش نظر دارن به خدا دور مزارشو باید ضریح بست. خدا با شهدای کربلا محشور کنه جوونتونو. این فاکتورو بدم خدمت خود شما؟ هرچی کرم‌تون ئه بذارین روش. الله‌وکیلی چهل درصدشو باید بدیم شهرداری مالیات و عوارض.»