پای بساط فیلمیه سرچهارراه یه پسربچه­ی ده یازده ساله یه فیلمی رو که نمی­دونم چی بود به منصور (ساقی­یِ اعظم فیلم تو محله­ی ما) نشون داد گفت: «یه فیلم تو مایه­های این نداری؟ عاطفی باشه...صحنه نداشته باشه.» منصور پرسید واسه کی می­خوای؟

- «واسه خواهرم.»

                                                       ***

آریا که حدود هشت نه سال­ش ئه تو کوچه داشت دوچرخه سواری می­کرد، خواهرش از روی تراس داد زد: «آریا...آریا...»

- «چی ئه؟»

- «بیا...»

- «نمی­آم»