انی در میقات.
«عزیزیه، پهلوی فروشگاه محمودی. فروشگاه فرنی نمایندگییِ ترکیه...احمق بیشعور پیرنای سی و پنج تومنییِ اینجا رو میده هفت و پونصد. یادت نره ها»
یکی از همکارا داشت میرفت مکه و اومده بود حلالیت بگیره، یکی دیگه از همکارا که اردیبهشت رفته بود این جملات رو بهش گفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱:۴۵ ب.ظ توسط الف.میم
|