«عزیزیه، پهلوی فروشگاه محمودی. فروشگاه فرنی نمایندگی­یِ ترکیه...احمق بی­شعور پیرنای سی و پنج تومنی­یِ این­جا رو می­ده هفت و پونصد. یادت نره ها»

یکی از هم­کارا داشت می­رفت مکه و اومده بود حلالیت بگیره، یکی دیگه از هم­کارا که اردی­بهشت رفته بود این جملات رو به­ش گفت.