یکی از قالب­های مرسوم طنز مکتوب توی اون قدیما، این بود که می­گفتن فلانی از چه فیلمی خوش­ش می­آد یا کی چه کتابی رو دوست داره. مث این:

کارمند: بی­نوایان.

محصل: زنگ­ها برای که به صدا در می­آیند.

رفت­گر: کابوس خیابان الم.

راننده تاکسی: به خاطر یک مشت دلار.

و از این مزخرفات. خیلی لوس بود واقعن.