فلونی آی فلونی...فلون و قدیفه م رو بردن.
یه بار میشینم واسه خودم میگم که آره من باید فلان کارو بکنم و فلان و فلان و فلان و فلان...بعد یهو یه اتفاق فلان فلان شدهای میافته فلان میزنه به زندگیم مخم فلان میشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۸:۳۴ ب.ظ توسط الف.میم
|