جوگیرٍ افتخار.
خواب دیدم روی سه ردیف سیم فشار قوییِ برق که از کنار کوچهمون رد میشه، یه دست کتشلوار قهوهای روی یه جالباسی هست که سنگینی میکنه و سیما دارن جرقه میزنن. من رفتم روی یه بلندیای که یادم نی چی بود، کتشلواره رو از روی سیما آوردم پایین. مسوولین ادارهی برق ازم تشکر کرن و پرسیدن چهجوری میتونن جبران کنن، منم گفتم یه پرچم ایران بندازین روی سیمها. اما اونا مخالفت کردن و گفتن روی سیمها دوباره سنگینی میکنه و باعث اتصال میشه.
+ نوشته شده در جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۱۰:۴۵ ب.ظ توسط الف.میم
|