آیت ا... درگذشت.
مادرم تعریف میکنه که توی بچگی، پدرش اجازه نمیداده برن سینما. یه چندماهی مادرم پیله میکنه و گیر میده و بچهی خوبی میشه و خلاصه به همهی راههایی که یه بچه برای رسیدن به خواستههاش داره، متوسل میشه تا بالاخره پدربزرگ موافقت میکنه یه روز مادربزرگ، مادرم رو ببره سینما. روز موعود مادرم به سینما زنگ میزنه تا سآنسهاشو بپرسه. یارو سینماییه میگه تا یک هفته تعطیل ئه. مادرم شاکی میشه و میپرسه چرا؟ میگن به علت فوت آیتا... بروجردی سینما تعطیل ئه.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۹ ب.ظ توسط الف.میم
|