تاثیر زیادی...
والا از امروز صبح که دعوت آقا بهزاد عبدی، برای شرکت توی بازیی تاثیرگذارترینها رو دیدم، هرچی به خودم پیچیدم دیدم عین بز از هر اتفاق کوچیک و بزرگی توی زندگیم بالاخره یه تاثیری گرفتهم. چنان موجود قر و قاطیای شدهم که خودمم نمیدونم تاثیرگذارترین آدم یا اتفاق یا هرچی توی زندگیم چی بوده. به هر حال این بازی رو پاس میدم به افراد ذیل که احتمالن بهتر از من میتونن تاثیرگذارترینها رو تشخیص بدن.
علیرضا از مارمولی
سارا از یه پاکت فکر
مانی از پادراز
آذین از لحظه
مردی که آنجا نبود از زندهبهگور
صاحاب حرف زیادی
لیلی از بربادرفته
و همهی بچههای چراگاه (جعفر،مجتبا و مسعود).
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۴۹ ق.ظ توسط الف.میم
|