دل کندن...

انگار که میگوید«دل بکَن». نمیتوانم. به این راحتی نمیتوانم دل بکَنم. همهش میخواهم ببینمت. همهش میخواهم لبخندت را، صدایت را...همهش میخواهم تو باشی. با هم بنشینیم کنار پنجره دنیا را تماشا کنیم. حالا با کی دنیا راتماشا کنم. نمیتوانم دل بکَنم. اصلن دلم میخواهد فقط گریه کنم...این پست وبلاگ کوچهی بی دار و درخت مال خود توست. مال سام حکیمی. مال همهی خاطرهها و رویاهای شیرینمان. مال این که نمیتوانم دل بکنم.
سال نو مبارک.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۸:۱۱ ب.ظ توسط الف.میم
|