یه شب خوال دیدم سرکوچه­مون یه باغ­وحش راه­انداختن و توش برای ولین بار در ایران کانگورو نشون می­دن. با یه گروه از بروبچ که نمی­شناختم­شون رفتیم باغ وحشه.کانگوروی مذکور از اندازه­ی معمول یه کانگورو بزرگ­تر بود. تقریبن یه دومتری قد داشت. بروبچ می­خواستن به کیسه­ی کانگوروئه دست بزنن، یهو کانگوروئه برگشت با یه لحن بدی گفت: «دست نزن». بعد هم گردنش عین شتر دراز شد و می­خواست مارو بخوره....همین.