زمین.
«وزارت کشور اعلام کرد، تمامیی افاغنهی مهاجر تا پایان سال آینده بازگرداندهخواهند شد.»
راننده صدای رادیو را که به هوای خبرهای ورزشی زیادکردهبود دوباره کم کرد.
-«آره بابا برن گمشن. یه مشت تاپاله اومدن تو مملکت دیگه نه کار هست نه امنیت هست...»
زن نگاهش را گرداند طرف خیابان که آهسته آهسته از کنار شیشه رد میشد. حواسش را هم. میخواست دیگر نشنود. میخواست آن لحظه به پسرش هم فکر نکند. نمیشد. جوانهای وسط بلوار میخندیدند و اورا یاد پسرش میانداختند. یاد شادیهایی که پسر سعی میکرد توی صدایش بریزد که او چیزی نفهمد. و او میفهمید. گوشش
تیزشدهبود. حتا صدای متصدیان تلفن مرکز نگهداریی پناهندگان شمال استرالیا را هم خوب میشناخت. گوشش حسابی تیزشدهبود.
+ نوشته شده در شنبه ۴ آذر ۱۳۸۵ ساعت ۵:۵۲ ب.ظ توسط الف.میم
|