«وزارت کشور اعلام کرد، تمامی­ی افاغنه­ی مهاجر تا پایان سال آینده بازگردانده­خواهند شد.»

راننده صدای رادیو را که به هوای خبرهای ورزشی زیادکرده­بود دوباره کم کرد.

-«آره بابا برن گمشن. یه مشت تاپاله اومدن تو مملکت دیگه نه کار هست نه امنیت هست...»

زن نگاهش را گرداند طرف خیابان که آهسته آهسته از کنار شیشه رد می­شد. حواسش را هم. می­خواست دیگر نشنود. می­خواست آن لحظه به پسرش هم فکر نکند. نمی­شد. جوان­های وسط بلوار می­خندیدند و اورا یاد پسرش می­انداختند. یاد شادی­هایی که پسر سعی می­کرد توی صدایش بریزد که او چیزی نفهمد. و او می­فهمید. گوشش

تیزشده­بود. حتا صدای متصدیان تلفن مرکز نگهداری­ی پناهندگان شمال استرالیا را هم خوب می­شناخت. گوشش حسابی تیزشده­بود.