پدرسگ شناسی.
توی یکی از این فیلمای دههی شصت دربارهی بچهها و روستاییا، یه پسره بود که میخواست برای ادامهی تحصیل در مقطع راهنمایی بره شهر. پدرش مخالف بود و میگفت باید اینجا بمونی تو مزرعه کمک کنی. پسره گوش نکرد و رفت اسمشو توی مدرسهی توی شهر نوشت. سیامک اطلسی وقتی که این خبر رو شنید داشت توی نعلبکی چایی میخورد، یهو براق شد و داد زد: «مگه تو صاحب اختیار نداری، پدرسگ». این پدرسگ رو با چنان لحن غلیط و کشداری گفت که من از همون روز عاشق این فحش شدم. البته پدرسگ فحشی نیست که بشه تو دعوا داد. یعنی اصولنم وقتی یه دعوا بالا بگیره معمولن فحشای چارواداری و خواهرننهای میدن نه پدرسگ.( من خودم اهل دعوا نیستما این چیزا رو از سالها پژوهش درمورد دعوا به دست آوردم. پژوهش درمورد دعوا یعنی وقتی یه جا دعوا میشه وایسیم تماشا و هی از این و اون بپرسیم آقا چی شده؟ آقا چی شده؟)
به هر حال، پدرسگ فحش مهجوری شده و بعید هم نیست تا سالهایی نه چندان دور از حافظهی تاریخییِ مردم پاک شه.