تا آخرین نفس.

آن ها از این سوال و جواب ها به دنبال چه می گردند؟آیا ارزش این اطلاعات برای شان آن چنان بالاست که حاضرند رنج گفت و گو با کسانی را که دوست شان ندارند به جان بخرند؟هیچ کس جواب این سوال ها را به درستی نمی داند.هیچ کس از انگیزه ای که آن ها را وادار به پرسیدن می کند خبر ندارد.هرچه گفته می شود فقط حدس و گمان است.مثلا این که آن ها می پرسند فقط برای این که از احوال هم با خبر باشند.یا این که این سوال ها فقط برای گذراندن وقت پرسیده می شوند. . .
سال هاست وقتی مادران ما مشغول گفت و گو با یکدیگر اند سوال های یک سانی از هم می کنند و به سوال های یک سانی جواب می دهند.این اتفاق شاید از پیش از مادر شدن آن ها آغاز شده باشد.اما آن چه که ما از آن با خبریم ،از دور ترین زمانی که به یاد می آوریم آغاز شده که طبعا به بعد از مادر شدن مادران مان مربوط می شود.
البته شاید بعضی از این سوال ها را پدران مان هم از هم بپرسند ولی پرسندگان بی خستگی ی این سوال ها مادران هستند.
در متن زیر گوشه ی کوچکی از این جریان را مرور می کنیم.
* * *
- وقتی مادر بار دار است:
واااااااااااااای .مبارک ئه.چند ماه ئه؟سونوگرافی کردین؟بچه چی ئه؟اِ . . ؟خب حالا شاید اشتباه شده باشه.این دکترا اگه بچه پسر هم باشه می گن دختر ئه که اگه یه وقت دختر شد پدر مادرش ناراحت نشن.
- وقتی مادر در اواخر دوران بارداری قرار دارد:
بیمارستان رزرو کردین؟سزارین می کنین یا طبیعی؟وای تورو خدا مراقب باشینا.می گن تو بیمارستانا یه کسایی پیدا شده ن که بچه های مردمو می دزدن.سیسمونی کامل ئه؟ایشالاعروسیش(یا)دومادیش.
- وقتی بچه به دنیا می آید :
مبارک ئه ایشالا.دیدین گفتم این دکترا اشتباه می کنن.(یا)به خدا دختر نعمت ئه.عوضش بزرگ که شد کمک حال تون میشه .ایشالا بچه ی بعدیتون پسر می شه.حالا چند کیلوهست؟اسمشو چی گذاشتین؟ ایشالاعروسیش(یا)دومادیش.
- شش ماهگی تا دو سالگی:
هزار ماشالا .شیطون ئه نه؟شبا لابد از دست اش خواب ندارین.بچه همیناش شیرین ئه دیگه.شیر خودتونو می خوره یا شیر خشک به ش می دین؟من که به بچه م تا چهار سالگی فقط شیر خودمو دادم.ایشالا عروسیش(یا)دومادیش.
- دو،تا چهار سالگی:
حرف می زنه؟چیا می گه؟اول مامان گفت یا بابا؟چند تا دندون در آورده؟غذا چی به ش می دین؟ من که از شیش ماهگی به بچه م کله پاچه می دادم.شبیه شما شده یا خونواده ی باباش؟.راه افتاده یا هنوز تو کالسکه س؟آخی . . . ایشالا.. .
- چهار،تا هفت سالگی:
کدوم مهد گذاشتینش؟مربیاش خوبن؟زودتر بذارینش کلاس زبان.می گن اگه بچه ها از الان برن کلاس زبان حتی ممکن ئه انگلیسی رو از زبون مادری شونم بهتر حرف بزنن.. . . خب عیب نداره.بچه هایی که تو این سن وسال زیاد شیطونی کنن مدرسه که برن آروم می شن.ایشالا. . .
- هفت، تا پانزده سالگی:
مدرسه ش جطور ئه؟معلم شون خوب ئه؟چه قدر شهریه دادین؟. . .پس باید مدرسه ی خوبی باشه.درس می خونه؟نمره هاش خوب ئه؟ تو مدرسه دعواکه نمی کنه؟خب الحمدولله.ایشالا بره دانشگاه دکتریشو ببینین.ایشالا. . .
- پانزده،تا هجده سالگی: (توضیح:از این جا به بعد بعضی سوال ها بسته به این که بچه پسر باشد یا دختر فرق می کند.در موارد اختصاصی جنسیت بچه با ذکر حرف اول ((پ))یا((د))مشخص می شود.)
چه رشته ای رفته؟درساشوخوب می خونه؟هفته ای جند ساعت براش معلم خصوصی گرفتین؟کلاس کنکور کجا می ره؟<پ>مواظب باشین با دوستای ناباب نگرده ها.می گن تو پارکا پر موادئه.<د> دیگه کم کم باید براش خواستگار پیدا شه نه؟خب عیب نداره الان مثل زمان قدیم نیست دیگه.البته تا شانس چی باشه.ایشالا. . .
- دوهفته مانده به کنکور:
روزی چند ساعت تست می زنه؟پس حسابی مشغول خوندن ئه.ایشالا حتما پزشکی قبول می شه.هان؟آهان منظورم همون مهندسی بود.شیر و ماهی زیاد به ش بدین بخوره.می دونین رتبه های اول کنکور واسه چی همه ش از در و دهاتن.چون شیر و ماهی می خورن.<د>حالا اگرم قبول نشد زیاد خودتونو ناراحت نکنین .واسه دخترشوهر از هر چیزی مهم تره .یه هم سایه داشتیم ما دیپلم هم نداشت ولی. . .
- کارنامه ی کنکور توزیع و رتبه ها و نمره ها مشخص می شود:
. . . خب رتبه ش زیاد بد نیست .حالا حتما که نباید تهران قبول شه.شبانه و غیر انتفاعی رم بزنین براش کارنامه شو بردین پیش قلم چی انتخاب کنه براش؟.خودش چه رشته ای دوست داره؟خوب ئه.با این رتبه حتما شهرستان قبول می شه.<پ>همه ی انتخاباشو تهران نزنین .فقط یه جایی قبول شه مجبور نشه بره سربازی .همین کافی ئه.تازه آزاد هم هستش.
ایشالا. . .
- روزنامه نتایج را چاپ می کند:
حالت اول: مبارک باشه ایشالا.حالا این شهری که گفتین کجا هست؟چند ساعت راه ئه؟خواب گاه داره یا باید خونه بگیرین براش؟<د>ایشالا همون جا یه شوهر خوب هم براش پیدا می شه.
حالت دوم: عیبی نداره.ایشالا سال دیگه حتمن قبول می شه.امسال می خواین کدوم کلاس بذارین اش؟<پ>اگرم قبول نشد فوقش می ره سربازی دیگه.تازه بهتر.تو این گروهای سیاسی میاسی ی دانشگاه هم نمی ره.<د>حالا اگه یه خواستگار خوب پیدا شد معطل اش نکنین.برای درس خوندن فرصت هست.شوهرئه که گیر نمیاد.ایشالا. . .
- سال سوم دانشگاه فرا می رسد:
کی فارغ التحصیل میشه؟فوق لیسانس هم می خواد شرکت کنه یا نه؟<پ>اگه قبول شه که خوب ئه.سربازی هم دیرتر می ره.<د>تو دانشگاه خواستگار پیدا نشد براش؟خب اگه بره فوق لیسانس بخونه شاید یکی هم پیدا بشه.ایشالا. . .
- یک سال بعد از فارغ التحصیلی:
<پ>چند ماه دیگه مونده؟چیزی نیست تموم می شه.نمی خواین براش آستین بالا بزنین؟خودش کسی رو زیر سر نداره؟<د>. . . تو محل کارشون چی؟اون جا کسی پیدا نشده واسه ش؟بالاخره پیدا می شه.البته هنوززود ئه.می گن سن ازدواج رفته بالا.
- دو سال بعد از فارغ التحصیلی:
<پ>الان چی کار می کنه؟جایی مشغول هست؟کاردولتی که پارتی می خواد یه سرمایه ای جور کنین براش مغازه ای چیزی بزنه.هنوز به فکر زن گرفتن واسه ش نیستین؟<د>حتمن که نباید دوماد آدم دکتر مهندس باشه که.خب شاید همین پسره خوب بود.حالا لیسانس نه و دیپلم.می گم دماغ شو عمل کنین شاید فرجی شد.الو. . . الو. . .
- در آستانه ی ازدواج:
<پ>دختره خوشگل ئه؟خونواده ش چه جورین؟کجا ئین؟کجا می شینن؟دختره از این فیس و افاده ای ها نیست که؟خونه اجاره کردین واسه شون؟<د>پسره چه جوری ئه؟تحصیلات اش چی ئه؟اهل خلاف ملاف که نیست؟خوب تحقیق کردین؟کار پسره چی ئه؟چند تا خواهر داره؟خونه از خودش داره یا باید اجاره کنه؟مادرش چه جوری ئه؟باباش چی کاره س؟جهیزیه تون کامل ئه؟
- یک سال بعد از ازدواج:
<پ>عروس تون اهل زندگی هست؟کار خونه بلد ئه؟ول خرج که نیست؟کار می کنه یا تو خونه س؟قرار نیست نوه دار بشین؟<د>خواهر مادر پسره دخالت نمی کنن؟پسره دست و دل باز هست؟دخترتون راضی ئه ازش؟مسافرت می بردش؟راستی کوچولویی تو راه نیست؟
- کوچولویی توی راه می آید:
. . .
* * *
داستان و دیالوگ هایش همین جوری تکرار می شود.آن ها تا وقتی زنده هستند از هم می پرسند و جواب می شنوند.پشت تلفن یا توی مهمانی ها.توی آرایش گاه یا صف شیر.این سوال و جواب ها جزو مهم ترین بخش های زندگی ی مادران ما هستند.خوب یا بد ،این چیزی ست که وجود دارد.و انگار با ورود فرد به چیزی به نام ((زندگی ی خانوادگی))این سوال ها هم خودشان را روی او تحمیل می کنند.
می خواهم بگویم این اتفاقی ست که برای همه می افتد.هر قدر هم که پیش از زندگی ی خانوادگی فرد متفاوت،آوانگارد و هنجار شکنی باشیم بالاخره یک روز این سوال ها را خواهیم پرسید.متاسف ام که خبر از امر محتومی می دهم اما اگر شما معتقد اید در صورت ورود به زندگی ی خانوادگی همین جورکه هستید باقی خواهید ماند و سوالات تان یک چیز توی مایه های:
- دو سالگی: می خوای با سینمای اروپا بزرگش کنی یا هالیوود؟
- دوازده سالگی: کلاس نیچه شناسی ی بچه ت این ترم با آشوری ئه؟
- هجده سالگی: فکر می کنی سوسیالست باشه یا طرف دار سرمایه داری؟
واز این جور چیز ها باشد ،به شما می گویم که عجله نکنید.جوجه را به قول قدیمی ها آخر پاییز می شمارند.