میگن هر آدمی در موقعیتهای اضطراب آور، واکنشهای خاص خودشو داره. مثلن یکی پیشونیشو میخارونه، یکی پاشو تکون میده یکی لباشو گاز میگیره، یکی هم مث من دندوناشو به هم میسابه.
بعد از چندین شب تماشای برنامهی دو قدم مانده به صبح، متوجه واکنش عصبییِ کارگردان تلویزیونییِ برنامه در دکوپاژ زنده و سوییچ کردن نماها شدهم. این بابا هر وقت یکی یه حرف بوداری بزنه که احتمال جمع شدن برنامه ازش بیاد، به تصویربردارش میگه یه نمای باز از استودیو نشون بده که توی عمقش صالح علا دیده بشه و دو نفر توی پلاتوی گفتوگو (که صالح علا بهش میگه مَرغزار گفتوگو) در جلوی تصویر باشن.
تا حالا چندین بار این حرکتو دیدهم. یه شب پانتهآ بهرام اومده بود و داشتن جلوی دوربین زندهی سیمای جمهوری اسلامی خیلی ریلکس با رحمانیان بگو بخند میکردن و دربارهی سانسور نمایشهای جشنوارهی تاتر فجر شوخی میکردن. یه بار هم همین دیشب بود که چنگیز جلیل وند، بدون استفاده از پسوند سابق، گفت ما تو مدرسهی پهلوی درس میخوندیم.






