تبليغاتX
کوچه‌ی بی‌ دارودرخت

کوچه‌ی بی‌ دارودرخت

خواب دیدم با حاج سعید حدادیان، به­شدت دعوام شده. اول­ش افتاده بود زمین و من با پا می­کوبیدم روی صورت­ش، بعد محافظاش ریختن سرم و از خجالت­م دراومدن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 تیر1386ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط الف.میم  |