چرا اتحاد ؟
من من هم مثل همه مدت زیادی بین جامعه مجازی و گاها غیر مجازی بلاگرها بودم. حالا به عنوان کامنت گذار یا وبلاگ نویس، به نظرم فرق نمی کنه. همیشه اتحاد بلاگرها رو قبول داشتم و این مایه ی خرسندیست. اما از همون ابتدا متوجه بودم که این پیوند تارها بعضی اوقات آنقدرها هم محکم نیست. رابطه ها کیفیت ندارند. خیلی ها اعتقاد دارن که نیازی به این امر نیست و هدف همه ی ما واگویه ی صحبت هایست که اغلب نمی توان در اجتماع حقیقی بیان کرد. خیلی ها هم از وبلاگ به عنوان دفترچه ای استفاده میکنند و حرفاشون رو مینویسند که احیانا فراموش نشه. بعضی ها مقاله می نویسند و بعضی ها ... . اینها اصلا مهم نیست و حرف من چیز دیگه ای هست. اصلا نمی توان تعیین کرد که وبلاگ چه ابزاریست. اما می توان گفت بقای این محیط که برای هر کس ارزش متفاوتی دارد از اهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است. بدون شک وبلاگ یک ابزار جمعیست که فرد به وسیله اون به دیگران پیوند میخوره و جزئی از شبکه میشه.حالا اگر همین تعریف رو وارونه کنیم میشه نتیجه گرفت که ما با پر رنگ کردن پیوندهای جمعی به فردیت خودمون هم موقعیت رشد بیشتری میدیم. باز هم میگم، ماهیت شبکه وبلاگ نویسی اینطوره که ناخواسته همه به هم وصل میشن. هونطور که اسمش هم نشون میده. اما محکم کردن این رابطه ها به ما بستگی داره. میخوام چند سوال بپرسم. آوردن دنیای مجازی به دنیای واقعیت چه مشکل های رو میتونه در پی داشته باشه؟ اصولا چرا باید مشکل داشته باشه؟ آیا شما فکر میکنید اگر در دنیای واقعیت کسی شما را با هویت مجازیتون بشناسه و کم کم به هویت اصلی شما نزدیک بشه اشکالی بوجود خواهد اومد؟ آیا قبول دارید هرجا اتحاد هست قدرت هم هست (البته با برنامه ریزی صحیح)؟
مسئله کامنتهای جعلی
قبل از هرچیز باید روشن کنم که در این قضیه سواستفاده هایی شد. بعد از اینکه من با هدفی شروع کردم به گذاشتن کامنتهایی از طرف بلاگرها برای هم،بعضی ها از فرصت برای خرابکاری استفاده کردند. میخوام قبول کنید که من کامنتی که حاوی اراجیف باشه برای کسی نگذاشتم. یعنی اگر می خواستم اینکار رو بکنم از هدفم دور می شدم. هدف من این بود که کامنتی شبیه کامنتهای فرد مورد نظر بگذارم که شکی بوجوود نیاد.و شخص مجبور بشه از راه های مختلف به دوستانش برسونه که این نظر از طرف من نیست . و من هم در ادامه بیشتر کف کنم که مگر ایمیل برای چیه؟ که دوستان صمیمی هم انگار مجبور بودن با پیام دیگری که باز هم معلوم نیست واقعی هست یا خیر بگویند که فلانی این من نبودم ! یکجور میخواستم به شمانشون بدم که رابطه ها فقط به یک پیام دانی منتفی میشود و بس ! البته قصد نداشتم که فقط ایراد بگیرم. چون من هم عضوی از این جامعه هستم. با زیر سوال بردن اون انگشت به سمت خودمم برده میشه. من هم مثل همه سعی دارم و دوست دارم وضعیت من و بقیه به بهترین شکل باشه. البته میدونیم که بلاگرهی قدیمی که اکثرا پرخواننده هم هستند این مشکل رو ندارند. نه تنها از طریق ایمیل، بلکه تلفن، اس ام اس و .. از هم خبر دارند و در ارتباط هستند. اکثر اونها رو می شناسم و میدونستم که این کار برای اونها جواب نمی ده ! که البته برای بعضی از اونها هم جواب میده! بعضی ها هم میخواستن از روی آی پی من رو ردیابی کنن که خوب، کار بیخودی بود. قطعا من برای این کار با آی پی خودم وصل نمی شم. امیدوارم که الان مشخص شده باشه قصد من چی بود و اگر احیانا سوتفاهمی پیش اومده بود الان برطرف شده باشه. اگر هم این سوتفاهم شدیدتر بود من اینجا از همه عذر خواهی میکنم.
یک پیشنهاد: بیایید به هم نزدیکتر شویم
همیشه برام سوال بود که چرا ما میترسیم به هم نزدیک بشیم؟ در عین حال هم به نیاز داریم، حالا به هر عنوان یا تعریف. من هم به میانه روی و انتخاب حد وسط معتقدم. به این صورت فردیت و جامعه در یک تقابل هماهنگ و موزون پایداری و قدرت خودشون رو تثبیت خواهند کرد. بیایید خارج از نمایشگاها، سمینارها، جشنواره ها و ... صرفا به هدف آشنایی بلاگر ها جلسه هایی تعیین کنییم. لزومی نیست یک میتینگ مجلل و هزینه بر برگذار بشه. بلاگرها میتونن توسط کسانی که از بین خودشون این گردهمایی ها رو طرح ریزی میکنن از جزئیات آگاه باشن. مثل خیلی از میتینگهایی که بین بعضی ها انجام شده و میشه. البته هدف ما این هست که وجه ی عمومی پیدا کنه و به صورت گسترده استقبال بشه. اعتماد و اطمینان اگر معقولانه صورت بگیره با گذشت زمان عمقی تر و واقعی تر خواهد شد.
در ادامه ی یلدا بازی
یکی از نمونه های اتحاد ما همین بازی یلدا بود که مورد استقبال عمومیت قرار گرفت. به دنبال اون شاید بد نباشه یک بازی دیگه شروع کنیم. که البته مقصود هم همین است که در حاشیه این پیام منتقل بشه. امیدوارم وبلاگستان متوجه موضوع باشه که حتما هست. و هیچکس قصد جبهه گیری نداشته باشه. چراکه از اول قصد ما این نبود.
بازی بیشتر جنبه ی شوخی داره ولی میخواییم اون رو جدی بگیریم و پاسخ حقیقی بدیم.در طی بازی یلدا هرکس تا اندازه ای که دوست داشت خصوصیاتی از خودش گفت که در جمع بندی با خصوصیات قبلی که هر خواننده با برداشتهای خودش بدست آورده بود و براش اهمیت داشت یک تصویر ذهنی کلی ازون شخص بدست آورد. حالا این خصوصیات در این دنیای مجازی هم میتواند نسبی باشد هم غلط ! این مهم نیست. این مسلئه اهمیت داره که ما به همون برداشتهای خودمون وفادار بمونیم و در این بازی استفاده کنیم. این بازی هم به بازی یلدا مربوطه.
شما (فقط)تصور کنید که قراره فقط شما و یک نفر دیگه برای ابد روی زمین بمونید و زندگی کنید. و اون یک نفر رو هم حتما باید از بین بلاگرها انتخاب کنید.بعد از انتخاب شما نام اون فرد رو مینویسید و به وبلاگش لینک میدید. و اگر دوست داشتید هم توضیح میدید که چرا اون فرد رو انتخاب کردید. و مثل قبل بازی رو به پنج نفر دیگه پاس میدید. باز هم میگم بازی بیشتر یک شوخی هست که شما در اون غیر ممکنی رو فرض میگیرید اما صادقانه فکر می کنید و پاسخ میدید.
پیوست1: قطعا اگر چنین چیزی قرار باشه پیش بیاد عاقلانه هست که جنس مخالف رو انتخاب کنیم. چون باید واقع بین بود.(مگر اینکه ...)
پیوست 2: خیلی از بلاگرها متاهل هستند. و شاید بخوان همسر خودشون رو انتخاب کنن. در این صورت اگر همسرشون هم وبلاگ داشته باشه که خوب مشکلی نیست. اما اگر نباشه نیمیتونن اون رو انتخاب کنن. میشه از بازی انصراف داد.
پیوست3: خودکشی غیر مجاز است !





