تبليغاتX
کوچه‌ی بی‌ دارودرخت

کوچه‌ی بی‌ دارودرخت

آقا یکی رفته­بود برای استخدام بیمه ایران امتحان بده. 3 نفر بیش­تر برنمی­داشتن. طرف رفته دیده تو مایه­های سه هزار نفر تو حوزه­ی امتحانن. بی­خیال شد برگشت.

***

این برنامه­ی پلیس بزرگ­راه رو که شبکه سه هرشب قبل از باغ مظفر نشون می­ده ببینید. کلی مایه­ی خنده­س. یارو عین یابو لایی می­کشه وسط جاده چالوس، بعد وقتی گیرش می­ندازن صداشو می­لرزونه می­گه بچه­م تو بیمارستان ئه. پلیسه به­ش می­گه خب ما ماشینتو می­فرستیم پارکینگ خودتو با آژانس تا بیمارستان می­رسونیم. باز طرف آه و ناله­ش در می­آد که آقا تورو خدا....

***

امروز تو کامنتای یه وبلاگ دیدم که نوشته­بود  «نویسنده­ی فلان وبلاگ مرده. یه سری به وبلاگ­ش بزن و فاتحه­ای بخون.» دیگه این جمله خودش گویای همه­چی هست. من چی بگم.

پیوست: عزیز دلم، کامنت گذار ناشناس برگشته و در اولین اقدام انقلابی یه کامنت به اس خودم برای خودم گذاشته بود (که من ترک بازی درآوردم پاکش کردم) بنابر این دوستان عزیز برنامه ی اعلام کامنت ها از این به بعد هم ادامه خواهد یافت.

کامنت های امروز صبح رو درست یادم نی ولی یادم ئه که قصه های عامه پسند، بربادرفته، پری نامه،

چراگاه و اینا بودن. بنابر این وبلاگ خودم نبود جزوشون، و...

مارمولی ۰:۴۵

نگذار به بادبادک ها شلیک کنند: ۰:۴۹

قصه های عامه پسند۱۱:۲۱

من، خودم و نیما ۶:۴۹

کوروش آن لاین: ۶:۵۵

رویاهای گم شده ۷:۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 دی1385ساعت 7:52 قبل از ظهر  توسط الف.میم  |