تبليغاتX
کوچه‌ی بی‌ دارودرخت

کوچه‌ی بی‌ دارودرخت

ایشان دعوت کرده که پنج نفری را که اگر توی خیابان ببینیم دوست داریم بغل کنیم بنویسیم.

بغل شوندگان من:

دایی خسرو شکیبایی( بعد از بغل ماچ ش هم می کنم و قربون ش هم می رم)

ممدلی خان فردین.

آدری تاتو.

مادربزرگ­­م.(لینک نداره. دل­م سوخت)

سام.

(این دو تای آخری و ممدلی خان الان با هم تو اون دنیان)

بغل کنندگان عزیز به شرح زیر بغل فرمایند:

مانی

فانی

راوی

نانوک

بقیه هم خساست نکنند بغل کنند لطفن. یه بغل که کسی رو نکشته.

شروع بازی

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

در حالی­ که قانون اساسی­یِ افغانستان هر دو زبان دری و پشتو را به عنوان زبان­های رسمی­یِ کشور به رسمیت شناخته است و  دفترچه سازمان جاسوسی ایالات متحده هم این­گونه عنوان می­کنند که 50% مردم افغانستان به زبان پارسی دری و 25% به زبان پشتو سخن می­گویند در افغانستان گویش به زبان پارسی دری ممنوع شده است. وزیر فرهنگ و جوانان افغانستان، به کاربری­یِ واژگان پارسی را خلاف اسلام و موازین قانونی می­داند. خبرنگار یکی از شبکه­های تلویزیونی افغانستان به جرم به کاربردن واژه­های دانشگاه و دانشکده در یکی از گزارش­های خود مجرم شناخته شده و از کار برکنار شده است.

در لینک­های زیر، برخی واکنش­ها و اخبار تکمیلی درباره­ی این ماجرا را خواهید یافت. امیدوارم ما ایرانی­ها که به­خاطر هم مسلک بودن با مردم فلسطین، برای­شان سینه چاک می­کنیم، نسبت به این اتفاق که دارد برای زبان پارسی و در کشور هم­سایه­مان می­افتد بی­تفاوت نباشیم.

پارسی می خوانم، پارسی می گویم، پارسی می نویسم، پارسی می میرم     کلکین

فرهنگ سازی و صیانت فرهنگی به روش خرّم! شبکه اطلاع رسانی افغانستان

مجازات برای به­کارگیری­یِ واژگان پارسی بی.بی.سی

شرکت مخابراتی­یِ افغان تله­کام «بلاگفا» و «پرشین بلاگ» را مسدود کرد. نوما

مجازات زبان در سال بین­المللی زبان­ها رادیو زمانه

برای برکناری وزیر فرهنگ افغانستان امضا کنید  (کابل پرس)

مبارزه با زبان پارسی در افغانستان به عنوان یک موضوع داغ در بالاترین.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

یه وقتایی که آدم توی یه چیزی خیلی ادعاش می­شه و بعد اساسی کم می­آره، می­شه مث الانِ من که دل­ش می­خواد همه­ش یه گوشه بخزه و خودشو جمع و جور کنه که کسی نبیندش. دیروز من توی مرام و معرفت و اینا که خیلی ادعام می­شد، جلوی یه عده کم آوردم.

البته تا باشه از این کم آوردنا باشه. ولی به هر حال دیگه.

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط الف.میم  | 

«یه پسره رو سر شهرک سوار کردم، از این بچه مایه­دارا بود. می­گفت حاجی­مون، به باباش می­گفت حاجی، دست­مو گرفته برده پیش یه هروئینی، گفته آقا تورو خدا به این هروئین بده کراک نکشه»

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط الف.میم  | 

اوائل انقلاب یکی از دوستان می­ره سیرک، افرادی رو می­بینه که در لباس گوریل بندبازی می­کرده­ن. بعدن آمار در می­آد که این بندبازا، خانومایی بود­ه­ن که قبل از انقلاب آزادانه بندبازی می­کرده­ن و بعد از انقلاب و برای تطابق با شرایط جدید، در لباس گوریل به کار ادامه می­داده­ن. حالا باز بگو انقلاب زنا رو محدود می­کرده.

نتیجه­گیری: گوریل مصونیت است نه محدودیت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

- من از شما می­پرسم، شما دوست داشتید ما از حقوق هسته­ای­یِ خود دست بکشیم؟

[ملت]- نهههههههههههه خیر

آیا رییس جمهور خیال می­کنه مملکت­داری بازی­یِ عموزنجیرباف ئه؟

پیوست: به دلیل برخورد با شبهه­های سیاسی در کودکان احتمالن تا چند وقت دیگه اعلام می­شه توی مهدکودک­ها، بچه­ها موقع بازی، به جای عمو زنجیر باف بگن عمو زنجیر نژاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

دوتا جعبه توی آرشیو صدا و سیما هست. توی یکی­ش یه عالمه فیلم درباره­ی زمان شاه، ساواک، عنایت بخشی و مبارزات انقلابی هست، توی اون یکی یه عالمه فیلم درباره­ی کوفه و یزید و مسلم بن عقیل و عاشورا. هر سال موقع عاشورا و دهه­ی فجر، این جعبه­ها رو باز می­کنن فیلماشو نشون می­دن، بعد که ایام الله تموم می­شه دوباره می­ذارن­ش تو جعبه درشو می­بندن تا سال بعد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط الف.میم  | 

ما می­تونیم بگیم شاه آدم پدرسوخته و بی­شرف و حمالی بوده، اما خودایی­ش بی­انصافی ئه اگه بگیم خریدهای تسلیحاتی­یِ شاه الکی و بیهوده بوده و خدا لعنت­ش کنه که اف-14 و هلی­کوپتر می­خریده. ناسلامتی توی هشت سال جنگ، همون انبار تسلیحاتی­یِ شاه به دردمون خورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

- ببین حالا ما موشک هم داریم...دیگه چی می­خوای؟

- هیچ­چی...فقط یه کاری که توش به­م حقوق بدن...با یه بسته پودر لباس­شویی.

- خفه شو کثافت...تو اصلن می دونی موشک چی ئه بدبخت؟ تو گنده­ترین چیزی که تو زندگی­ت دیدی مال بابات بوده...اون وقت از موشک ایراد می­گیری؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

این بار دست استکبار جهانی از زیر سوتین زن کانادایی به در آمد و یکی دیگر از جوانان متعهد و دل سوز، قربانی خواسته های شوم و سلطه طلبانه­ی زورگویان شرق و غرب شد.

ضمن اعلام همدردی با این جوانِ همیشه در صحنه و خانواده­ی شریف پرورش، از مردم جق شناس و دل سوز ایران می خواهیم با شرکت در راهپیمایی اعلام همبستگی با جوانِ دربند، مشت محکمی بر دهان آمریکا و یاوه گویان استکبار جهانی نثار بفرمایند.

ضمناً از این جوان آزاده نیز تقاضا می­شود پس از رهایی از بند زندان به اصطلاح گوانتانامو، به کشور مراجعت نموده تا نسبت به استخدام ایشان در این نهاد مردمی اقدام شود.

 «اتحادیه­ی صنف فروشندگان لباس زیر زنانه»

اصل خبر در بالاترین

+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

«با خوردن یک بسته قرص یبوست­آور پس از3 ماه بیرون نرفتن، به دلیل از تو گندیدگی درگذشت. پزشکان تلاش کردند تا با استفاده از جاروبرقی، فنر چاه بازکنی و حضور در سخنرانی­های سیاسی، شکم او را به کارکردن وادارند اما در این راه به موفقیتی دست نیافتند.»

بله دوستان، این مبارز و فیلسوف بزرگ نه تنها در زندگی­یِ خود، بلکه با مرگ خویش نیز شعار مکتب خود را در ذهن­ها به یادگار گذاشت: زنده باد انفعال.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط الف.میم  | 

خواب دیدم بین استقلال و پرسپولیس مسابقه­س. توی تماشاگرا هم دارن با دیگای بزرگ، قیمه پلو خرج می­دن. آخرش غذای پرسپولیسیا کم اومد و تماشاگرای استقلال در حالی که تهِ دیگ قیمه­شونو نشون می­دادن، پرسپولیسیا رو مسخره می­کردن. بعدش رفتم تو خیابون و اون جوری که از رادیو شنیدم، استقلال چهار هیچ جلو بود.

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط الف.میم  | 

یه نکته­ای که هست این ئه که معمولن می­گن در موقع برخورد با یه بنده­خدای حادثه دیده،  خون­سردی­یِ خودتونو حفظ کنین. اما توی این تصاویری که از فلسطین اشغالی و نوار کاست غزه پخش می­کن، هرکس رو که یه زخم کوچولو برداشته و می­آرن­ش بیمارستان، بیست و هشت نفر دور و برش داد و بی­داد و هوار هوار می­کنن. خب اوشگولا این اگه چیزیش­م نباشه شما سکته­ش می­دین که.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط الف.میم  |