این روزها
دانههای درشت تسبیح مادربزرگند
افتاده برزمین از لای سجادهی روی تاقچه.
که انگشتهای کوچک سه سالگیم
نمیتوانند تندتر از این ردشان کنند.
کاش زودتر بزرگ میشدم.
کاش این روزها تندتر میگذشتند.
+ نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 1:58 قبل از ظهر  توسط الف.میم
|





